ترکیدم
تا حالا هیچوقت نشده بود اقّه به یه نفر حسودیم بشه البته حسودی که نه (از نوع خوبش). وقتی دیدمش پیش خودوم گفتم دمش گرم، ایول؛ گفتم بابا منم میخوام. خیلی نگاش کردم بعد با خودم فکر کردم من که اول شروع کردم پس بازم میتونم.
بعد گفتم یاعلی.
دعام کنین روسفید در بیام.
می 3, 2008 در t 2:59 ب.ظ
موفق باشی. تو می تونی من می دونم
می 3, 2008 در t 11:25 ب.ظ
از چی ترکیدی؟ واقعا؟؟؟ خوب بگو دیگه. اونو که نمیدونم اما میدونم که «خواستن توانستن است»
می 3, 2008 در t 11:27 ب.ظ
از چی ترکیدی؟ واقعا؟ اینقدر ترکیدنی بود؟؟؟ درسته که اونو نمیدونم اما میدونم که« خواستن توانستن است»
امیدوارم به آرزوهایی که به نفعت هست هرچه زودتر برسی.
______________________________
آره مامانی جون این یکی واقعاً ترکیدنی بود.
می 3, 2008 در t 11:29 ب.ظ
همیشه رو سفید باشی عزیزم.
می 3, 2008 در t 11:30 ب.ظ
اِاِاِ چرا دوبار؟؟؟