Posted by: shooli on: آوریل 24, 2008
دیشب خونه مامانی و آقاجان بودیم دایی صادق به مامانشی گفت میاین بریم پاتوق؟ مامانشی هم بدش نمیودم ولی اونوقت نمیتونست برا همین به خاله سلاله گفت هروخ دارین میرین ما را هم خبر کنین. خلاصه اینکه خاله سلاله و عمو اومدن دنبال نی نی گلابی و مامانشی ش و باهم رفتیم پاتوق. خیلی خلوت [...]
کی چی میگه: